|
کاش امتداد لحظه ها تکرار با توبودن بود |
|
|
شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی
تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گل هایی که در تنهاییم رویید
با حسرت جدا کردم ....

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه چاهی
وباز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریم
و می شود از آنجا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمانی رد
یک پنجره برای من کافیست ....

ماهی شده بود باورش تور اگه بندازن سرش
میشه عروس ماهی ها شاه ماهی میشه همسرش
ماهی باورش نبود تور اگه بندازن سرش
نگاه گرم ماهی گیر میشه نگاه آخرش

![]()
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 13:50 توسط هانیه |
یه روز مقدس: ۱۶اردیبهشت سال هزارو سیصدوخرده ای من به دنیااومدم تولدمو بهم تبریک بگین وگرنه ازکیک خبری نیست راستی تارف نمی کنم اگه خواستین کادوبیارین اصلا اشکالی نداره اگرم نخواستین کادو بیارین که بازهم بیارین می دونم کیک که می خواین : نظر و کادو یادتون نره
تولدددددددددددددددددددددددم مبارررررررررررررک
![]()

![]()
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:51 توسط هانیه |
خواهر کوچکتر از من پرسید من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت : روی دیوار و درختان دیدم بازهم خندیدم ! گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم و باخود گفتم بعد ها وقتی غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی ـ پنج وارونه چه معنا دارد ـ اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مرا هیچ کس یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد تنهایی بگوچگونه اسمت رابنویسم؟وقتی اشک نمی گذارد اسمت رابه همراه ستاره می نویسم چون مرابه یادشبهای تار عشق می اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقی را ؟ بگو چگونه بعد ازاین درک کنم لحظات تنهایی را با نوشتن تنهایی گریه ام می گیرد چه برسد به این که تنهایم بگذاری بگو چگونه احساسم را بنویسم که دلم از تنهایی و بدون با تو بودن خسته شده ....!
ـ پنج وارونه چه معنا دارد ؟ ـ


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 17:56 توسط هانیه |
زمستان رفت ..... بهار آمد ... در این عید باستانی : طلوع شادی ها غروب غم ها و ظهور آرزوهایتان را آرزومندم .
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:53 توسط هانیه |
سال نو آمدو ای کاش به ذهن کهنه بمانیم مادر این خانه تکانی گل گلخانه اندیشه بمانیم مادر این محفل خاموش فراموشی ها سخن تازه بودن باشیم و در این بادیه سختی ها ما صبا در دل یاران باشیم و بهار نزدیک است .....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 13:39 توسط هانیه |
یکی بود یکی نبود توی این دنیای نامرد یه دختر بود که نابینا بود که یه دوست پسر داشت دختر قصه ما دوست پسرشو خیلی دوست داشت وهمیشه می گفتاگه من دو تا چشم داشتم برای همیشه کنار تو می موندم .یه روز یکی پیدا شد ودو تا چشماشو به دختر قصه ما داد .دختر وقتی توانست ببینه دید که دوست پسرش هم نابیناست دختر قصه ما که دیگه چشم داشتو می تونست همه چیز رو ببینه برگشت و به دوست پسرش گفت : از پیشم برو ....... پسر دلش شکست ..... و وقتی داشت می رفت لبخندی تلخ زد و گفت : مراقب چشمای من باش ....... 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:1 توسط هانیه |
چقدر خوب و روشن است نمای چشم های تو
نمی رسد ستاره ای به پای چشم های تو به ماه خیره می شوم فقط و گریه می کنم دلم که تنگ می شود برای چشم های تو و هی مرور می کنم نگاه اول تو را وگر نمی رسد به من صدای چشم های تو تو تا پلک می زنی به سجده می رود دلم به پیشگاه اعظم خدای چشم های تو شبی خراب می شود حصارهای فاصله و آب می شود دلم به پای چشم های تو گفتم تو شیرین منی گفتا تو فرهادی مگر گفتم خرابت می شوم گفتا تو آبادی مگر گفتم ندادی دل به من گفتا تو جان دادی مگر گفتم ز کویت می روم گفتا تو آزادی مگر گفتم فرا موشم نکن گفتا تو در یادی مگر گفتم که خاموشم مکن گفتا تو فریادی مگر گفتم که بر بادم مده گفتم نه بر بادی مگر ![]()
![]()

![]()


+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 20:39 توسط هانیه |
سلام به مائده جونم تولدت مبارک امیدوارم که همیشه زنده باشی واعصاب مارو باحرفات خرد کنی (شوخی) روی گلای نرگس بایک مداد قرمز هزار دفعه نوشتم زندگی بی تو هرگز 
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:27 توسط هانیه |
اس ام اس
هر چند تا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوستت دارم مي دوني اينجوري خوبيش چيه اينكه حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوستت دارم . هر شب برو كنار پنجره تا ستاره ها ببيننت وحسوديشون بشه كه ماهشون مال منه . تو زندون قلبت اين قدر شلوغ مي كنم اين قدر زندوني هارو اذيت مي كنم تا مجبور بشي منو بفرستي انفرادي ! اگه نمي توني بالا بروي پس سيب باش تا با افتادنت انديشه اي بالا رود. عشق در لحظه پديد مي آيد ودوست داشتن در امتداد زمان . اين اساسي ترين تفاوت ميان عشق ودوست داشتن است . تا يه آپ ديگه باي نظر يادتون نره ! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 16:53 توسط هانیه |
تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا سلام نفیسه جونم الهی قربونت بشم خیلی دوستت دارم از صمیم قلب تولدت مبارک از طرف رفقا :

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 13:33 توسط هانیه |